A A A

بسم الله الرحمن الرحیم [1]

نقد دلیل شیخ انصاری در بحث نقل قطعی فضائل اهل بیت با تمسک به اخبار من بلغ

دلیل شیخ انصاری بر اینکه نقل قطعی فضائل و مصائب اهل البیت علیهم السلام با استناد به اخبار من بلغ صحیح است بیان شد، سه نکته را در پاسخ از مطالب شیخ انصاری اشاره می‌کنیم:

نکتۀ اول: ایشان ادعا کرده‌اند به حکم عقل، نقل فضائل مذکور به خبر ضعیف حسن است، عرض ما این است که حکم عقل به حسن یک عمل در دو صورت است:

صورت اول: عملی مصلحت تام داشته باشد بدون هیچ مفسدۀ متصوری در آن عمل.

صورت دوم: اگر عمل مفسده هم دارد با یک مصلحت اقوا و اهم تزاحم داشته باشد و عقل حکم کند که مصلحت اهم از مفسده است لذا حکم به حسن این فعل داشته باشد.

در ما نحن فیه بدون شبهه اسناد قطعی یک فضیلت با اینکه احتمال خلاف واقع بودن او متصور است به حکم عقل کدام مصلحت اقوا را دارد که قبح این اسناد قطعی را تحت الشعاع قرار بدهد و عقل بگوید مصلحت اقوا اهم است لذا این عمل را انجام بده؟ در مواردی عقل بدون شبهه حکم به اهمیت مصلحت را دارد. مثلا کذب سبب نجات یک مؤمن بشود از قتل، عقل حکم می‌کند حفظ النفس المحترمه اهم است از یک کذب و مفسدۀ کذب لذا عقل می‌گوید «الکذب حسن فی هذه الصوره» ولی در ما نحن فیه کدام مصلحت اهم را عقل درک می‌کند که به خاطر این مصلحت اهم اسناد قطعی بدهد انسان یک امر مشکوک الوقوع را به معصوم؟ آنقدر روایات قوی و صحیح دایم که استحکام عقائد بشود که نوبت به اخبار ضعیف نمی‌رسد.

ما این مطلب شیخ انصاری را قبول داریم که نشر فضائل اهل بیت علیهم السلام حسنٌ عقلا و قطعا، حتی ذکر مسالب اعداء آنها حسن قطعا، این جای هیچ شکی نیست به دو جهت:

جهت اول: اهل البیت واسطۀ فیض هستند و جنبۀ منعمیت دارند نشر فضائل آنان مصداق شکر منعم است و بدون شبهه عقل حکم به حسنش می‌کند.

جهت دوم: رعایت جنبه‌های اخلاقی در زندگی مردم به حکم عقل امر دارای رجحانی است و رعایت جنبه‌های اخلاقی متوقف است بر شناخت اسوۀ‌های اخلاق لذا شناخت اهل بیت و معرفت فضائل آنها موجب محبت آنهاست. هر کس فضائل آنها را بشناسد لامحاله محب آنها می‌شود و محبت موجب اتباع است

ولی این نشر فضائل با اخبار صحیح حاصل می‌شود و انتساب قطعی فضائل محتمل به اهل البیت حسن عقلی نخواهد داشت.

نکتۀ دوم: شیخ انصاری به دو روایت هم تمسک کردند برای اینکه به حکم اخبار من بلغ نقل فضائل و اسناد قطعی فضائل ضعاف صحیح است. یکی روایت عدۀ الداعی بود «من بلغه شئ من الخیر» بحث این است که ثبت العرش ثم انقش، از کجا معلوم اسناد قطعی فضیلت گفته شده به خبر ضعیف شئ من الخیر باشد تا مصداقی از این روایت قرار بگیرد؟ حسن عقلی را ایشان اشاره کردند که در نکتۀ اول جواب دادیم.

روایت دومی که اعجب است، تمسک کرده‌اند به روایت نبوی تسننی « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ بَلَغَهُ عَنِ اللَّهِ فَضِيلَةٌ فَأَخَذَهَا وَ عَمِلَ بِمَا فِيهَا إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ رَجَاءَ ثَوَابِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى ذَلِكَ».

اولا: این روایت تسننیه است، به این لسان در مجامیع شیعه نیامده است.

ثانیا: نمی‌دانیم شیخ انصاری از این کلمۀ فضیلت که در این روایت آمده است استنتاج کرده‌اند که یعنی اگر فضیلتی در مورد اهل بیت نقل شود که البته فضیلت به این معنا نیست بلکه فضیلت در این روایت معنایش این است امر ذو فضل و ذو ثواب، شاهدش هم این است «من بلغه من الله فضیلۀ و اخذ بها و عمل بها»، یعنی اگر امر ذوثوابی از خدا به شما رسید و اخذ کردید و عمل کردید، مثل نماز و روزه و غسل، لذا این روایت هم که یک روایت تسننیه است سندش هم قابل قبول نیست ربطی به نقل فضائل ندارد به خبر ضعاف.

نکتۀ سوم: اجماعی را شیخ انصاری از کتاب ذکری شهید اول نقل کردند و فرمودند این دو روایت مضافا به ادعای اجماعی که در نقل فضائل شهید اول در کتاب ذکری نموده است این هم خیلی عجیب است.

جمعی از آقایان از جمله صاحب هدایۀ المسترشدین، شیخ انصاری و محقق نائینی به شهید اول نسبت می‌دهند که ایشان فرموده است «احادیث الفضائل یتسامح بها عند اهل العلم»، و این جمله را گفته‌اند یک ادعای اجماع است از طرف شهید اول که علما در فضائل قائل به تسامح هستند، محقق نائینی در اجود التقریرات ج 3 ص 368 (ج 2 ص 212) می‌فرمایند « و ان كان يظهر من الشهيد (قده) جزمه به بل نسبته إلى الكثير من أهل العلم على وجه يظهر كونه من المسلمات بينهم ».

کتاب ذکری را مراجعه کنید شهید اول در کتاب ذکری در مبحث تلقین میت این عبارت را از صاحب روضه نقل می‌کند و مال خودش نیست. که صاحب روضه گفته تلقین میت « و قال صاحب الروضة: هذا التلقين استحبه جماعة من أصحابنا، منهم:....و الحديث الوارد فيه ضعيف، لكن أحاديث الفضائل يتسامح فيها عند أهل العلم، و قد اعتضد بشواهد من الأحاديث الصحيحة، »این همان عبارتی است که به شهید اول در ذکری نسبت می‌دهند و شهید اول از کتاب روضه نقل می‌کنند. این کتاب روضه مقصود روضۀ الطالبین از نووی از علمای اهل سنت است. شهید اول از یکی از علمای اهل سنت نقل می‌کنند از روضۀ الطالبین نووی ج 2 ص 138 مراجعه کنید، [2]کاملا قرائنی در کلمات شهید اول است که مقصود علمای اهل سنت است. لذا اصلا اجماع علمای شیعه نیست.

نتیجه: هر سه نکتۀ شیخ انصاری در استدلالشان قابل مناقشه است لذا به نظر ما اسناد قطعی فضائل و مصائب منقول به خبر ضعیف با استناد به اخبار من بلغ، اسناد قطعی آن قابل قبول و پذیرش نیست. بله ما اشاره کردیم انسان در روایات فضائل مثل سایر روایات ولی اینجا بیشتر، قرائن پیرامونی غیر از بحث سندی بر وثوق صدور پیدا می‌کند از جمله قرائن نقل مخالفین است مخالفینی که همه داعی آنها بر اخفاء فضائل اهل بیت است فضیلتی را نقل می‌کنند این خودش داعی قوی می‌شود که انسان وثوق به صدور پیدا کند.

امر پنجم خواهد آمد.

 

[1]. جلسه 67، مسلسل 89، ‌دوشنبه، 98.11.28.

[2] . روضۀ الطالبین نووی ج 1 ص 655 :« قلت : هذا التلقين استحبه جماعات من أصحابنا ، منهم : القاضي حسين ، وصاحب ( التتمة ) والشيخ نصر المقدسي في كتابه ( التهذيب ) وغيرهم ، ونقله القاضي حسين عن أصحابنا مطلقا . والحديث الوارد فيه ضعيف ( 1 ) ، لكن أحاديث الفضائل يتسامح فيها عند أهل العلم من المحدثين وغيرهم . وقد اعتضد هذا الحديث بشواهد من الأحاديث الصحيحة ، كحديث ( اسألوا الله ( 2 ) له التثبيت ) ووصية عمرو بن العاص ( أقيموا عند قبري قدر ما تنحر جزور ، ويقسم لحمها حتى أستأنس بكم ، وأعلم ماذا أراجع به رسل ربي ) رواه مسلم في ( صحيحه ) ولم يزل أهل الشام على العمل بهذا التلقين من العصر الأول ، وفي زمن من يقتدى به . قال أصحابنا : ويقعد الملقن عند رأس القبر ، وأما الطفل ونحوه ، فلا يلقن ( 3 ) . والله أعلم .